امروز داشتم کشو نامه هامو مرتب میکردم و اونایی را که بنظرم دیگه لازم نبود نگهدارمشون، دور میریختم تا جا واسه نامه های جدید باز بشه که نامه یک دوست قدیمی رو دیدم. نامه ای که روزیکه داشتم میومدم به استرالیا برایم نوشته بود. حالا که دو سال از اون موقع میگذره خوندنش خاطرات زیادی رو برام زنده کرد. گفتم اینجا بگذارمش تا برای همیشه ماندگار بشه!
"هجرت تولدی دوباره است" این اعتقاد شریعتی بود.
سلام سعید جان
هجرت شما مصادف شد با بزرگترین تحول سیاسی ایران بعد از واقعه انقلاب بهمن 57، گرچه که چیزی نمانده بود که انگشت شصت پای ما هم ناخودآگاه در این تور گیر کند ولی نیروهای مافوق بشری باز هم به فریاد ما رسید و خلاص، این وسط دوربین شما قربانی شد و من که قصد داشتم در این مدت باقیمانده بعد از تحویل خانه ات به نحو احسن و با تمام توان از شما پذیرایی کنم تا جبران زحماتی را که قبل از رفتن من به ممالک کفر متحمل شده بودی باشد اما درست در آخرین ثانیه ها دوربین فنا شد، آنهم سر هیچ و پوچ. عذرخواهی احمقانه ترین کلمه است ولی قول میدهم جبران کنم.
سعید! اشتباه و خطا را به عنوان یک اصل جبری که برای بشر تعریف شده بپذیر! دنیا و تمام اشیاء و روابط و ضوابط آن که حاکم بر سیر حرکت تاریخ است نسبی و فناپذیر است. تنها چیزی که وجود دارد "انسان" است، نه انسان فیزیولوژی بلکه نرم افزار وجود یه آدمی، حالا روح یا روان یا انرژی یا هرچیز دیگری، چیزی که انسان با آن تعریف می شود، شخصیتش، منش و کردارش. اولین سوال که در مورد شناسایی یک آدم با یک جمله ساده شروع می شود:
- چطور آدمی است؟
کسی که در سوال اول به پول و شهرت و اصل و نسب اشاره نمیکند بلکه خیلی ساده می پرسد: چطور آدمی است؟
شاید در پاسخ اشاراتی به پول و شهرت و اصل و ... شود تا از این ابزار تحلیل رفتار اتفاق بیافتد اما اگر پاسخ دهنده آدم پیچیده ای نباشد راحت پاسخ میدهد:
- خوب است!
- بد است!
- نمی دانم!
- با حال است یا نیست!
- عاقل است یا نیست!
- صادق است یا نیست!
می خوام بدانی صفات انسانی خیلی ساده تر از آنی که فکر کنی در زندگی روزمره جلوه میکند. چیزهایی که برای من ارزش است. فارغ از تمام روابط پوشالی بین آدم ها، روابطی که براساس اشیاء و پول شکل میگیرد. همیشه اعتقاد داشتم تو استعداد نهفته ای داری که هنوز از آن استفاده نکرده ای! شاید دنیا تو را آماده ندیده، شاید نیروهای طبیعت زمان لازم دارند اما روزی آدم بزرگی می شوی اگر لایق باشی. مکانها فقط وسیله هستند نه هدف. از نظر من دانه آدمی باید در خاک مناسب قرار گیرد تا رشد کند. این خاک یک مکان نسبی است که برای هرکسی تعریفی خاص دارد.
بهرحال امیدوارم به جایگاهی که لایق آن هستی تکیه بزنی.
به امید دیدار دوباره
88/4/10
پی نوشت: آمار بازدید وبلاگ از مرز 20 هزار گذشت! البته تا سال قبل که هنوز فیلتر نشده بود از مرز 16 هزار گذشته بود. بهرحال این رو به فال نیک میگیرم :)